مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
491
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - پيشى گرفتهاى . » گفت : « منظور از اينكه شما را جمع كردهام ، اين است كه مىخواهم در كارى با شما مشورت كنم واز شما در پيشرفت كار كمك بگيرم . » گفتند : « به خدا قسم كه ما خيرانديش تو هستيم وسعى خواهيم كرد كه آنچه به نظر ما صواب مىرسد ، در اختيار تو بگذاريم ، پيشنهاد خود را بكن تا گوش كنيم . » گفت : « معاوية مرده است وبه خدا كه مردن واز دست رفتنش بسيار بىاهميت است كه در خانهء ظلم با مرگ أو شكسته شد وپايههاى ستم متزلزل گرديد . از جنايات أو بيعتي بود كه از مردم گرفت وبه گمان خود عقد آن را استوار كرد ؛ ولى هرگز به مقصود خود نرسيد . به خدا قسم كه كوششاش بىنتيجه ماند واز مشورت ، رسوايى ديد . فرزند خود ، يزيد شرابخوار وسرآمد تبهكاران را به جاى خود بنشاند كه اينك مدّعى خلافت بر مسلمين است وبر آنان حكومت مىكند بدون اينكه مسلمانان به حكومت أو راضى باشند . اين پسر با بردبارى كوتاه ودانش اندكى كه دارد ، يك قدم در راه حق نمىتواند بردارد . به خداوند سوگند ياد مىكنم وسوگندم راست است با اين مرد براي پيشرفت دين مخالفت ومبارزه كردن از مبارزه با مشركين أفضل است . اينك حسين بن علي ، پسر دختر پيغمبر است ؛ داراى شرافت ريشهدار وتدبير اساسى ؛ فضيلتش بالاتر از توصيف ودانشش بىپايان واز همه سزاوارتر به مسند خلافت أو است كه هم سابقهاش بهتر وهم سنّش بيشتر ، وخود از خاندان رسالت است . با زيردستان ، مهربان وبزرگان را احسان نمايد ؛ چه بزرگوار نگهبانى براي رعيّت وپيشوايى براي اجتماع كه أو است خداوند به وسيلهء أو حجّتش را بر همهء مردم تمام وموعظهاش را كامل فرموده است . بنابراين ، از مشاهدهء نور حق كور مباشيد ودر پست نمودن باطل ساكت ننشينيد كه صخر بن قيس در روز جمل به دست شما خوار شد . امروز با رفتن به يارى پسر پيغمبر ، آن لكّهء ننگ را از دامن خود بشوييد . به خدا قسم هركس كه از يارى أو كوتاهى كند ، خداوند ، ذلّت موروثى در فرزندان وى وكمبود در فأميل أو قرار مىدهد . هان كه من به سهم خود ، لباس جنگ بر تن آراسته وزره رزم پوشيدهام . هر آنكس كه كشته نشود ، بالآخرة خواهد مرد وهركس از جنگ فرار كند ، از چنگال مرگ نجات نخواهد يافت . خداوند شما را رحمت كند . سخنان مرا پاسخ دهيد . » قبيلهء حنظله به سخن آمدند وگفتند : « اى ابا خالد ! ما همگى تيرهاى تركش تو وسواران فأميل تو هستيم . » اگر به وسيلهء ما به دشمن خويش تيراندازى ، به هدف خواهد آمد واگر با ما به جنگ روى ، پيروز خواهى شد . به خدا قسم بهر گردابى كه تو فروروى ، ما نيز فروشويم وبه خدا قسم هر سختى كه تو ملاقاتش كنى ، ما نيز ملاقاة كنيم . به خدا قسم با شمشيرهاى خود يار وياور تو هستيم وبدنهاى ما سپر بلا براي تو است . هر تصميمى كه دارى ، عملي كن . » آنگاه قبيلهء سعد بن يزيد به سخن درآمدند وگفتند : « اى ابا خالد ! مبغوضترين چيز نزد ما ، مخالفت تو وبيرون شدن از رأى تو است ؛ وامّا صخر بن قيس ! أو خود به ما دستور ترك جنگ داد . ما نيز دستوري را كه به ما داده شده بود ، ستوديم وعزّت ما همچنان باقي است . اكنون تو ما را مهلتى ده تا باز گرديم ومشورتى نموده ، نتيجة را اعلام كنيم . » آنگاه قبيلهء عامر بن تميم به سخن درآمدند وگفتند : « اى ابا خالد ! ما برادران توئيم وجانشينان تو . -